♥liliaceeae♥

♥عشـــــــــــــــــــــــــق♥

شب های بی رحم رفتن تو...

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاد در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پر زدن چلچه هاست
بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز می پرسمت از مساله و دوری عشق
و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست
[ چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392 ] [ 11:5 بعد از ظهر ] [ FarnaZ ] [ ]


بخاطر تو.....

به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ کس را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود
فقط به خاطر تو
[ سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 10:34 بعد از ظهر ] [ FarnaZ ] [ ]


براي آن عاشق

براي ان عاشق بي دل مي نويسم كه حرمت اشكهايم را ندانست

براي ان مينويسم كه معناي انتظار را ندانست،

چه روزها و شبهايي كه به يادش سپري كردم

براي ان مينويسم كه روزي دلش مهربان بود

مي نويسم تا بداند دل شكستن هنر نيست

نه دگر نگاهم را برايش هديه ميكنم ، نه دگر دم از فاصله ها ميزنم

و نه با شعرهايم دلتنگي ها را فرياد مي زنم

مي نويسم شايد نامهرباني هايش را باور كند

[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 11:2 بعد از ظهر ] [ FarnaZ ] [ ]


چرا گریه کنم

چرا گریه کنم وقتی باران ابهت اشکهایم را پاک کرد و سرخی گونه هایم را به حساب روزگار ریخت.

چرا گریه کنم وقتی او بغض عروسکی دارد و همیشه این منم که باید قطره قطره بمیرم.

چرا گریه کنم وقتی بر بلندی این ساده زیستن زیر پا له شده ام.

چرا گریه کنم وقتی باد بوی گریه دارد و برگ بوی مرگ.

چرا گریه کنم وقتی عاشق شدن را بلد نیستم تا به حرمت اندک سهمم از تو اشک بریزم.

چرا گریه کنم وقتی تبسم نگاهت زیبا تر است………

[ چهارشنبه نوزدهم مهر 1391 ] [ 1:26 قبل از ظهر ] [ FarnaZ ] [ ]


کی می خواد مثل تو باشه

 

کی می خواد مثل تو باشه ،مثل تو که بی نظیری

مثه تو که با نگاهت ، منو از خودم می گیری

کی می خواد مثل تو باشه ،مثل تو که تکیه گاهی

تو به داد من رسیدی،توی تردید و سیاهی

همه چی از تو شروع شد،همه چی با تو تمومه

چرا دنیارو نبینم ، وقتی چشمات روبرومه

عشق تو پناه آخر ، واسه قلب نیمه جونه

کی می خواد مثل تو باشه ، کی مثه تو مهربونه

وقتی که چشای خیسم، دیگه جایی رو نمی دید

جزتوهیچ کس تو دنیا، حال وروزمو نفهمید

همه چی از تو شروع شد،همه چی با تو تمومه

چرا دنیارو نبینم ، وقتی چشمات روبرومه

[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 0:57 قبل از ظهر ] [ FarnaZ ] [ ]


تولدت مبارک بانوی اسفند...

 

 

[تصویر:  975732ukl7ih8ywz.gif]

 
 
ضربان قلب حکایتی را که برای عمر گذشته تعریف کرده
 برای عمر نگذشته بازگو می کند 
 
با حاصل جمع عمرهای سپری شده هم
نمی توان یک لحظه زندگی کرد .
 
حاصل جمع شبها هم نمی تواند دامن سفید خورشید را
 به اندازه یک سر سوزن لکه دار کند.
 
زمان حاصل جمع گذشته و آینده است .
 
بار زندگی را با رشته عمرم به دوش می کشم
 
[تصویر:  79975yk3ulkvbq5.gif][تصویر:  79975yk3ulkvbq5.gif]


عزیزم تولدت مبارک
 




روزها خسته و بی رمق می گذرند و …


با خود کودکی ها و شیطونی ها ی دخترکی


را می برند که عجیب داردخواسته و نا خواسته


به دنیای آدم بزرگها پا می گذارد …


بیست و چهار سال گذشت....


به او یاد میدهند کم کم حرف گوش کند


پاهایش را بگذارد روی زمین! …


و کمتر سادگی کند! 


و یاد می دهند زندگی ارزش خیلی چیزها را ندارد !


می شود گاهی وقتها خواسته هایش را نخواهد ! …


 
00800000 فرناز جان تولدت مبارک... 00800000
 
[تصویر:  emoticon-char-038.gif][تصویر:  emoticon-char-038.gif][تصویر:  emoticon-char-038.gif][تصویر:  emoticon-char-038.gif]
[تصویر:  emoticon-animal-059.gif][تصویر:  emoticon-animal-059.gif][تصویر:  emoticon-animal-059.gif]
 
اولش همه شکل هم هستیم  
 
کوچولو و کچل   
 
حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است  
 
با اولین گریه بازی شروع میشه
 
هی بزرگ می شیم
 
بزرگ و بزرگتر  
 
اونقدر بزرگ که یادمون میره
 
یه روز کوچولو بودیم  
 
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
 
حتی صداهامون
 
گاهی با هم می خندیم
 
گاهی به هم!
 
اینجا دیگه بازی به نیمه رسیده
:
05600000056000000560000005600000
 
واسه بردن بازی
 
روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کرد
 
گاهی باید برای بردن بازی
 
بین دو نیمه
 
 
دوباره متولد شد!
 
 
 
 
 
[تصویر:  bosbqj20vkk51d28gno5.gif][تصویر:  uityocxm9cebhprlkifh.gif][تصویر:  uityocxm9cebhprlkifh.gif][تصویر:  vycpf43nddbn17z9oe75.gif][تصویر:  jui9sslzpeh8o5torhf.gif]
 
 
 
 
[تصویر:  0pxvpfk84mjk0klzuo6.gif][تصویر:  qa3tgbro3fxlaj5r4jkj.gif] [تصویر:  lapi63p1hd8mz19p2h.gif][تصویر:  4mbvh9drl26xph7xj416.gif][تصویر:  1q8ll5461ax6shjszqh2.gif][تصویر:  eufcqa9zrj3kmj1cv42t.gif][تصویر:  mugrmtgcstq66hevdif.gif][تصویر:  eqhwdmu3qft49fvhbwi.gif]



[تصویر:  bv9t51nnys4vcmljch.gif][تصویر:  u3scaxlbxg1m33088b7b.gif][تصویر:  1mefwjplztu5rp26o0q8.gif][تصویر:  qzjs92xbjvapl983ftl7.gif][تصویر:  u3scaxlbxg1m33088b7b.gif][تصویر:  zqd93mjrqadid0157t2.gif]




 

تولدت مبارک       بانوی اسفند...


[تصویر:  79975yk3ulkvbq5.gif][تصویر:  79975yk3ulkvbq5.gif]
 
 

 

 

[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 0:0 قبل از ظهر ] [ ] [ ]


......

 
 
چه زیبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذیرفتی!
چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !
چه كودكانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی !
چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد!
چه بیرحمانه! من سوختم
[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 0:34 قبل از ظهر ] [ FarnaZ ] [ ]


چشمهایم را قربانی میکنم

چشمهایم را قربانی میکنم شاید بیواسطه بیایی و دستهایت آشیانه مهر شوند میدانی ...........

گنجشکها هم عاشق میشوند و گر نه هر صبح برای که بال میگشایند ؟!

آسمان نیز باید عاشق باشد که این چنین بی مضایقه میبارند بگذار آنقدر از تو پر شوم که دیگر جایی برای


خودم نماند . گاهی وقتها کهبه دلم سرک میکشم فقط تویی و تو

نمی دانم چرا اینقدر برای من بزرگی

و من چرا اینقدر به مهربانیت عاشقم

حرفهای تنهاییم اگر یه گوش تو نرسد چقدر بیچاره ام

راستی اگر ستاره ای نباشد به کدام روشنی باید دل بست؟!

همیشه باید یه چیز بزرگ باشه یک حضور بزرگ یه حس خوب که همیشه به بهانه اش زندهای و من ایمان

دارم که همان چیز بزرگ و عزیزی و از هوای بودن توست که نفس میکشم

دستهای من حضور تو را فریاد می زنند
[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 4:29 بعد از ظهر ] [ FarnaZ ] [ ]


هيچـــ كســ

هيچـــ كســ

ويراني ام را حســـ نكرد


روز رفتنــــــــت را به خاطــــــــــر داری ؟

کفــــــش هایــــت را بغل کــــــــرده بــــودی . . .

مبـــــادا صدایـــــش گوش هایـــــم را آزار دهـــــــــد ! ! !

نـــــوک ِ پا ، نـــــوک ِ پا دور شــــدی

از همیـــــن گوشــــهـ کنــــار

[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 2:12 بعد از ظهر ] [ FarnaZ ] [ ]


یاد دل.................

 

اي دل بازهم براي تومي نويسم

براي توكه با تو بودنم تنها دليل بودن است

براي تو كه بي توام در زندگي قراري نيست


ادامه مطلب
[ سه شنبه سیزدهم دی 1390 ] [ 2:43 بعد از ظهر ] [ FarnaZ ] [ ]